آدرساش را گرفتم. قرار شد مابقیشان که رسیدند تحویلشان دهم. دلیلاش اهمیت چندانی ندارد. توضیح دادناش مضحک است. بعضیهاشان را عمیقن دوست دارم. آنهایی را که بیشتر دست به دست شدهاند. دل کندن البته که آسان نیست. با بعضیهاشان مدتهای زیادی توی خانه تنها بودهام. همزمان به خیلیها فحش دادهایم و به بسیاری دیگر عشق ورزیدهایم. به هم زُل زدهایم و با هم به خواب رفتهایم. همهی اینها دیگر بیاهمیتاند. خودم خوب میدانم هنوز کودک هستم، و همین باعث شده رفتنشان نوعی توفیق اجباری باشد. اینکه برای مدتی کودک باقی بمانم. شاید مسیر رشد را جای دیگری یافتم.
برچسب:
نویسنده: نگین عباسی